نوروز 88
آقا شرمنده ! خانم روم سیاه !
می دونم که خیلی زشته ، آدم بعد از این همه مدت بیاد و عید رو به ملت تبریک بگه ( البته اگه کسی مونده باشه که وبلاگ منو بخونه ) .
سال نوتون مبارک ! امیدوارم که لبتون خندون ٬ دلتون شاد و جیبتون پر پول باشه و ...
حال بنده حقیر هم بدک نیست . عرضم به حضورتون که هنوز کارم رو عوض نکرده ام و کماکان مثل کنه به شرکت قبلی چسبیده ام . دو ماه گذشته رو در سایت همدان به سر می بردم و مشغول راه اندازی کارخانه ( به تنهایی !!! ) . از اونجایی که اون سایت عتیقه دقیقا در یک بیابون واقع شده و از هر گونه امکانات اولیه و ثانویه به دوره ، هیچگونه دسترسی ای به اینترنت نداشتم که لااقل احوالپرسی دوستان با مرام وبلاگم رو بدم و از شرمندگیشون در بیام .
الان هم با اجازتون اومدم خونه و تعطیلات نوروز رو سپری می کنم و یک آمادگی جسمانی و روحانی ای انجام می دم برای مقابله با بلایای احتمالی ای که در سال آینده حادث می شه و همانطور که می دونید ، امسال اوضاع از پارسال هم خرابتره و خلاصه باید فکر نان بود که خربزه آب است !
