اولین برف پاییز 87 تهران !
مدتی بود ٬ هیچی نداشتم که بهش گیر بدم ٬ گیر داده بودم به آسمون ! هی می گفتم پارسال این موقع داشت برف می آمد ٬ ولی امسال خبری نیست ! که جای شما خالی الان سه روزه که داره برف میاد ٬ اون هم چه برفی ! نه از این برفها ها ٬ بلکه از اون برفها !! البته این بارش در تهران فقط مختص شمال شهری ها می شه و نکته جالب اینه که خیابانهای بالاشهر دچار یخ زدگی و ترافیک های سنگین شدن ٬ ولی از پل گیشا به پایین ٬ زمین حتی خیس هم نشده ! اینجاست که می فهمیم نعمات الهی هم فقط برای اعیان و اشرافه !
با اینکه شهرداری از دو هفته پیش اقدام به برپایی ستادهای برف روبی کرده بود و در کنار تمام خیابانها و اتوبانها ٬ کیسه هایی به رنگ زرد و قرمز جهت استفاده عموم گذاشته بود ٬ ولی با اولین بارش باز هم تهران غافلگیر شد و مردم در ترافیک های چند ساعتی معطل شدند !
این بارش با عید غدیر هم زمان شد و در نتیجه ترافیک مضاعف ٬ بطوریکه بنده در بازگشت از ماموریت همدان و پس از پیاده شدن در میدان آزادی با مشکل فقدان آژانس و تاکسی مواجه شدم و به هر کس که می گفتم می خوام برم فرمانیه ٬ لبخندی حاکی از بلاهت دریافت می کردم و ملت طوری بهم نگاه می کردن که انگار دارم درباره یه محله بدنام صحبت می کنم !! خلاصه آخرش یکی از هموطنان آذری لطف کرد و در قبال دریافت ناقابل ۱۰۰۰۰ تومان ٬ بنده رو به خانه رسوند !!
دیشب در راه برگشت از منزل یکی از دوستان ٬ دچار برف گرفتگی شدیم و آژانس بدبخت نتونست از تو کوچه بیاد بیرون ٬ بینوا تا به سربالایی کوچه می رسید ٬ ماشین شروع به سر خوردن می کرد و می رفت تو در و دیوار ٬ بدبخت با دنده عقب و جلو و از رو برف کوبیده و نکوبیده و هر روشی رو که بگی امتحان کرد و موفق نشد ٬ دیگه آخرالامر از فرط درماندگی به ماشینش می گفت : جون مادرت برو بالا !!! ما هم دیدیم چاره ای نیست ٬ جز اینکه بریم دنبال همون کیسه شنهای مذکور شهرداری ٬ خلاصه با چه بدبختی دو تا کیسه شن آوردیم و ریختیم تو همون نقطه بحرانی سراشیبی و بالاخره ماشین موفق شد که جون بکنه و از کوچه بیاد بیرون !! خداییش حرکتم تو مایه های تیم ملی بود و ارزش بازوبند کاپیتانی رو داشت !!
امروز هم شرکت به حالت نیمه تعطیله و از صبح که اومدم ٬ مشغول معاشرت کردن با همکاران و احوالپرسی و البته سر زدن به وبلاگ ها و فوروارد کردن ایمیل برای رفقا هستم !
