جراحی توربین
دیشب داشتم یه فیلم نگاه می کردم که تو یک صحنه از اون پرشک سعی می کنه ، دختری رو که تحت عمل جراحیه و داره از بین می ره رو نجات بده . تلاش دکتره برای برگرداندن علایم حیاتی و تصویر مانیتوری که ضربان قلب و علایم دیگه رو نشون می ده ، نفس رو تو سینه آدم حبس می کنه !
همینطور که تو استرس فیلم بودم ٬ یاد هفته گذشته خودم افتادم . یه سه هفته ای بود که مشغول راه اندازی واحد اکسیژن بودیم . راه اندازی این واحد از اون کارهای کوفت و اعصاب خرد کنه . هزار تا آیتم رو باید با هم دیگه کنترل کنی که بتونی چس مثقال اکسیژن تولید کنی ! یکی از حساس ترین قسمتهاش استارت توربین انبساطیه . این توربین دمای هوا رو تا ۱۸۰ - درجه سانتی گراد پایین میاره و نهایتا باعث تولید اکسیژن می شه ، ولی کنترل دمای خود این توربین در ابتدای کار ، از اون کارهای نفس گیره ، چون با کوچکترین اشتباهی ٬ دمای توربین افت می کنه و اصطلاحا توربین تریپ می خوره و تریپ خوردن توربین هم مساویست با از بین رفتن هر چی اکسیژنی که تولید کردی و خلاصه باید کار رو از اول شروع کنی !
کار من تمام هفته گذشته این بود که زل بزنم به صفحه کامپیوتر و به محض پایین اومدن دما ٬ تمام ترفندهایی که تو کل زندگیم یاد گرفتم رو به کار ببندم تا از وقوع این فاجعه جلوگیری کنم ، باور کن در یک لحظاتی اینقدر به مخم فشار می اومد که بعد از تمام شدن بحران ٬ یک چند ساعتی سر درد داشتم !
خلاصه اونجا من حکم پزشک رو داشتم ٬ اکسیژن های تولید شده ٬ حکم بیمار و توربین هم حکم قلب !
